ღ•*•ღ با هم ولی تنها ღ•*•ღ
ღمن اینجام کنار این همه زیبایی و تو تنهاییღ
هر چه وفا کردم با توی ستمگر کردم عمر تمام شد و همه را در به در کردم آن چه عهد بستی در ره عشق ، در ره عشق نبود من خود ساده بودم ز سادگی باور کردم روئیده بود گلی از عشقت در دشت وفا آن گل را تو چه دانی که کی پرپر کردم تو را دیدم ز هر جا و زهر کویی تو را در آئینه ذهن خود مصوّر کردم تو آشنای من بودی و من آشنای خود رفتم از این راه نمی دانم کجا سفر کردم آیا عشق را در من ندیدی ای بی وفا ؟ چند روزیست که تو را از ذهن خود بدر کردم از دست جفای تو ندیدم روز خوش دلم را با عشق بیهوده چه سر کردم تو را در جاده ای از عشق دیدم من ولی باور نکردم من ، از دگر رهها گذر کردم تو سنّت قشنگ عاشق ها را شکستی قلب شکسته خود را بارها نظر کردم روزهای عمرم چون رودی می گذشت بار خدایا چه روز هایی که هدر کردم
ادامه حرفام
| Design By : Night Skin |


