ღ•*•ღ با هم ولی تنها ღ•*•ღ
ღمن اینجام کنار این همه زیبایی و تو تنهاییღ
تو در قلبم خانه داري، خانه اي روشن تر از كهكشان،و آبي تر از دريا، تو آموزگار عشق بودي ، زمين از تو آبرويي تازه گرفت ، ودرختان با نفس توشكوفه دادند. من شقايق ها را با تو شناختم ، شقايق هاي باران خورده، شقايق هاي زخمي ، شقايق هاي پرپر ، هيچ كس مثل تو شقايق را معنا نكرد ، اي باغبان باغهاي بيكران عشق ، عشق با تو براي من معنا پيدا كرد ياد تو كه از غرب طلوع كردي ، و من را از ظلمت نجات دادي ، در ذهنم مي درخشد ، تو از آفتاب روشن تر بودي ، آفتاب نمي تواند دل هاي تاريك را روشن كند اما تو توانستي همه درد ها به سراغم آمدند شروع شد قصه عشق و عاشق ها آمدند عاشق ها يك به يك در صف عشق ايستادند و ماندند تا آنكه معشوق ها آمدند چرا كه آنها مانده اند پست پست از اين دنياي نامردا آمدند در همه جاي اين عشق مانديم تنها تا اشك ها از چشم ها آمدند دختر ها شده اند مجنون تا آن كه ليلي ها با هم آمدند اي خدا كه مظهر عشقي در آسمانت فرشته ها و ملائك آمدند 
ادامه حرفام
| Design By : Night Skin |


