ღ•*•ღ با هم ولی تنها ღ•*•ღ
ღمن اینجام کنار این همه زیبایی و تو تنهاییღ
درد دلم با خدا: خدایا انقدر دلم گرفته... ، انقدر دلتنگ شدم... ، نمی دونم چی بگم... . می خوام به حرفای دلم گوش بدی... حرفایی که حتّی نمی دونم راستِ یا ... دوست دارم داد بزنم و بهت بگم که چه قدر تنها شدم. خدایا چرا بنده هایی رو می آفرینی که انقدر راحت آدم و اذیِت می کنن ، بعدش آدمو رها می کنن و میرن...چرا؟...؟ خدایاانقدر اشک ریختم که حتّی الان هم گریه می کنم برام عادی شده... خدایا تو راز دار منی کسی رو مثل تو پیدا نکردم تا حرفای دلم و بهش بگم ، می دونم سنگ صبورمم تویی . خدا خیلی دوستت دارم فقط تویی که کمکم می کنی. چند بار خواستم خودم بیام پیشت ولی گفتم دور از ادبِ ، خودت دعوتم کنی بهتره. خدایا اگه سهم من از زندگی فقط غمه پس چرا منو آفریدی؟آفریدی که به این غما عادت کنم؟... آفریدی که الان بشینم اینجا گریه کنم و با تو حرف بزنم؟... خدایا می بینی تو این روزگار غریب چی می گذره؟...خدایا اگه همه عشق ها آخرشون جداییه پس چرا عاشق و آفریدی؟...خدایا عاشق از هر کس زیباترو ، بیناترو شنواتره،اینارو بهش دادی ولی عشقش و بهش نمی دی؟... عاشق شدم به نگاهی ولی اون عشق تو آرزو ها و خیالم گم شد ، خدایا تو کمکم کن گم شده ای که تو شهر عشق گم کردم و پیدا کنم. خدایا چرا عاشق شدن گناهه ؟ جرمش چیه ؟ چرا انقدر محکومیت یه عاشق طول می کشه ؟...
| Design By : Night Skin |


